کلبه امید ((ایستگاه همدلی))
خواهی بگویی آنچه به آشنا نتوان گفت وغریبه هم اعتنایی بدان نخواهد کرد... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

این پست همیشه ثابت میماندوکلیه مطالب به روزشده بعدازاین پست قرارمیگیرند......

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 16:2 ] [ علیرضا باوفا ]

 

[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 15:39 ] [ علیرضا باوفا ]
سر تا پايمان را خلاصه كنند، مي شويم مشتي خاك كه ممكن بود خشتي باشد بر ديوار يك خانه يا سنگي در دامان يك كوه يا قدري سنگ ريزه در انتهاي يك اقيانوس شايد خاكي از گلدان يا حتي غباري بر پنجره اما ما را از اين ميان برگزيدند؛ براي نهايت براي شرافت براي انسانيت و پروردگارمان بزرگوارانه اجازه داد؛ براي نفس كشيدن براي ديدن براي شنيدن براي فهميدن و ارزنده مان كرد با نفسي كه در ما دميد و ما منتخب گشته ايم؛ براي قربت براي رجعت براي سعادت ما مشتي از خاكيم كه خدايمان اجازه مان داده؛ به انتخاب به تغيير به شوريدن به محبت... و واي بر ما اگر قدر ندانيم ...


موضوعات مرتبط: یادم باشد که...، سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، درسهای زندگی
[ یکشنبه شانزدهم آذر 1393 ] [ 11:53 ] [ علیرضا باوفا ]
[ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 ] [ 9:30 ] [ علیرضا باوفا ]
 

 

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....

تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
         چقدر زود
                     دیر می‌شود!

قیصر امین پور


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه وسخنان بزرگان، سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، جملات الهام بخش برای زندگی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: سخنان کوتاه
[ شنبه یازدهم مرداد 1393 ] [ 9:38 ] [ علیرضا باوفا ]

عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست

عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است

عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت بر مسلمین جهان مبارکباد

 


موضوعات مرتبط: عید
برچسب‌ها: عید
[ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 ] [ 17:21 ] [ علیرضا باوفا ]
 

 
اگر از هر کدام از این رنگ‌ها متنفرید می‌تواند نشانگر این موضوع باشد که‌: 
▪ قرمز: 
بسیار دلواپس و ناامید هستید. شاید هم از خستگی و ضعف جسمی رنج می‌برید. امکان دارد که در روابط جنسی و حتی در موقعیت اجتماعی شکست خورده باشید. اما مشکل واقعی‌تان این است که همیشه دنبال هدف‌های بزرگ و غیرعملی می‌روید و وقتی هم که شکست می‌خورید در لاک خود فرو می‌روید. چه عیبی دارد که دنبال یک زندگی معمولی باشید؟ باید این دو موضوع را همیشه به خاطر داشته باشید. اگر معیار موفقیت ثروت بود، پس ثروتمندان می‌بایست خوشبخت‌ترین آدمها باشند که معمولاً این طور نیست‌. 

▪ نارنجی‌: 
به خاطر عمر و سالهایی که به بطالت تلف کرده‌اید بر خود خشم دارید ولی یادتان نرود که فقط شمانیستید که مسؤولیت همه بدبختی‌های دنیا را بر دوش دارید اگر بتوانید مشکلات خصوصی خود و خانواده‌اتان را حل کنید مطمئن باشید که خیلی زرنگید. 

▪ آبی‌: 
از زندگی و یکنواختی آن خسته شده‌اید. احتیاج به تنوع و هیجان دارید و به همین زودی هاست که قید و بندهای زندگی را از هم خواهید گسست‌. در دوره‌ای هستید که احساس می‌کنید دلتان می‌خواهد همه چیز را تغییر بدهید و دستی بر سر و صورت خود بکشید و شاید هم فرم موها را عوض کنید و لباستان را تغییر بدهید. 
▪ زرد: 
بسیار حساس و بدبین هستید و از هر چیز بدیع و مدرن بدتان می‌آید و برایتان قابل هضم نیست که یک حکومت میلیون‌ها دلار خرج رفتن به کره ماه را بکند در حالی که کره زمین پر از انسانهای مستحق کمک می‌باشد. مردم همیشه شما را اخمو و عصبانی می‌یابند. 

▪ قهوه‌ای‌: 
ترستان از این است که نتوانید مأموریت تان را به اتمام برسانید. چه مأموریتی‌؟ آیا فکر می‌کنید اگر همه دانش‌های دنیا را هم در ذهن و مغز کوچک تان جای بدهید آخرش به کجا خواهید رسید؟ تا دیر نشده کمی هم به تفریح برسید. به عشق فکر کنید که حتی عذابش نیز شیرین است‌. 

▪ سبز: 
اگر از این رنگ متنفرید حتماً یک ایرادی دارید. اگر در هدف هایتان شکست خورده‌اید چرا دیگران را شماتت می‌کنید؟ خودتان را تنهاترین موجود روی زمین حس می‌کنید و با این شخصیتی که دارید دیگران حق دارند تنهایتان بگذارند. سعی کنید به جای خودخوری به کتابخانه بروید و در اجتماعات شرکت کنید و خودتان را از برج عاجی که ساخته‌اید بیرون بیندازید تا ببینید که دنیا با تمام بدی‌هایش چقدر با ارزش است‌. 

▪ خاکستری‌: 
زندگی بر علیه شما بوده است از همه چیز محروم بوده‌اید و این خشمگین‌تان می‌کند. حسود نیستید ولی از سرنوشت بدتان شکایت دارید آیا فقط شما هستید که به همه آرزوهایتان نرسیده‌اید؟ یادتان نرود که ممکن است شما یکی از خوشبخت‌ترین مردم روی زمین نباشید ولی بدبخت‌ترین هم نیستید. 

▪ سیاه‌: 
فکر می‌کنید در دنیا، بدی وجود ندارد. فکر می‌کنید بدبختی فقط افسانه است و به کره زمین ربطی ندارد. خودتان را کامل می‌دانید و سعی می‌کنید که اشتباه نکنید ولی اگر مرتکب اشتباه شدید هرگز اعتراف نخواهید کرد. 
▪ سفید: 
اگر شما از سفید متنفرید، یا اگر هاله مغناطیسی دور بدن‌تان فاقد این رنگ است با عرض معذرت باید بگوییم در اسرع وقت با روان‌پزشک یک تماس داشته باشید.

موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
برچسب‌ها: رنگها
[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 10:32 ] [ علیرضا باوفا ]
 
 
مهر نوشت: داروی "ریتالین" که برای کنترل کودکان بیش فعال بکار می رود امروز داروی محبوب دانشجویان شب امتحانی شده است. دارویی که عوارض آن بهایی بیش از چند ساعت بیدار ماندن برای درس خواندن دارد اما دانشجویان از آن بی خبرند.
 
متیل فنیدات (Methylphenidate) که بیشتر به نام تجاری آن ریتالین (Ritalin) شناخته می شود از مشتقات گروه آمفتامین ها است که برای درمان بیش فعالی، نشانه های نارکولپسی و برخی از مبتلایان به افسردگی تجویز می شود. از این دارو همچنین در درمان خواب آلودگی مزمن (Narcolepsy) در میان افراد میانسال و کهنسال استفاده می شود.

مصرف این دارو برای افراد دارای اضطراب زیاد، فشار عصبی، عصبانیت همراه با بی قراری، حساسیت مفرط نسبت به دارو، فشار خون بالا، گلوکوم، افسردگی های قابل درمان با داروهای ضد افسردگی رایج، تیک های حرکتی و کودکان زیر 6 سال منع می شود.

 

عوارض مصرف بیش از اندازه

افزایش درجه حرارت بدن، بی نظمی در ضربان قلب، سردرد و تهوع، افزایش فشارخون و تشنج از عوارض مصرف بیش از اندازه ریتالین است.

 

شایع ترین عوارض مصرف خود سرانه قرص های ریتالین

عصبی شدن و بی خوابی
حالت تهوع و استفراغ
احساس سرگیجه و سردرد
تغییرات ضربان قلب و فشار خون که معمولا به صورت افزایش است
خارش و جوش های پوست
دردهای شکمی، کاهش وزن و مشکلات معده
مصرف دائمی و اعتیاد (وابستگی)
بروز حالت های روان پریشی (جنون) و علایم وابستگی به ریتالین
بروز افسردگی پس از قطع مصرف

 

 


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
برچسب‌ها: ریتالین
[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 10:54 ] [ علیرضا باوفا ]

روزی پیری جلوی کاروانسرایی نشسته بود. جوانی رهگذر به او رسید و مقصدش را به پیر گفت و از او سوال کرد که کی به مقصد خواهد رسید. پیر آرام سرش را بالا آورد وگفت: "راه برو جوان، راه برو." جوان گفت:" من پرسیدم کی به مقصد می رسم." پیر دوباره گفت:" راه برو، راه برو."
 

 

جوان کمی رنجیده بود، بارها سوال کرد ولی همان جواب را شنید. بالاخره پیر از جایش بلند شد، دستش را بر پیشانی حایل آفتاب کرد و به جوان گفت:" قبل از هر چیز باید بیاموزی که بر خود مسلط شوی و جلوی عصبانیتت را بگیری. اما در مورد سوالت، تا تو راه نروی و من نبینم که با چه سرعتی گام بر می داری چگونه می توانم به تو بگویم که کی به مقصد می رسی. قبل از هر چیز باید رو به مقصد گام بر داری. نوع گام برداشتنت هم مهم است. بعضی ها آنقدر آرام گام بر می دارند که شاید هیچ وقت به مقصد نرسند و بعضی دیگر آنقدر گام ها سریع بر می دارند که قبل از رسیدن به مقصد از نفس می افتند و هرگز رنگ مقصد را نمی بینند. پس یادت باشد اعتدال را در طول مسیر رعایت کنی.

 

 

 

بعضی ها آنقدر شل و وارفته قدم بر می دارند که مقصد، خودش را از آنها پنهان می کند اما بعضی دیگر قدم ها را محکم و استوار بر می دارند، گویی زمین در زیر پایشان می لرزد. پس قدم ها را باید محکم و استوار برداشت، مقصد به خودی خود نزدیک تر و نزدیک تر خواهد شد. در طول مسیر به موانع سختی برخورد می کنی . خیلی ها به محض برخورد به اولین مانع از ادامه مسیر منصرف شده و روی بر می گردانند، اما تو اگر مرد سفری، این موانع نه تنها نباید مانع از ادامه راهت شود، بلکه باید عزمت را جزم تر و اراده ات را راسخ تر نماید تا به مقصد برسی. همیشه موفقیت با کسانی است که مصمم و با اراده در راه رسیدن به مقصد گام بر می دارند.

 

 

 

شاید بسیاری افراد باشند ه در طول مسیر بخواهند بنا به هر دلیلی تو را از ادامه راه منصرف سازند، تو اگر سست عنصر و ضعیف باشی، تاب نخواهی آورد و بر می گردی. اما اگر اراده ات پولادین و ایمانت چون صخره نفوذناپذیر باشد، هرچه بر تعداد این افراد افزوده شود، انگیزه ات برای ادامه راه دو چندان خواهد شد.
آفتاب کم کم داشت غروب می کرد اما گویی طلوع تازه ای برای جوان بود. گستره نگاه او به جهان قدری وسیع تر و حالات درونی اش دچار تحول شده بود.

 

 

 

پیرمرد به سمت کاروانسرا حرکت کرد و جوان با نگاهش او را بدرقه می کرد. پیر برگشت و رو به جوان گفت:" یادم رفت مهمترین چیز را به تو بگویم، و آن خواستن است. این که بخواهی به مقصد برسی. آنگاه درحالی که تبسم رضایت بخشی بر لبان چروکیده اش جاری بود با جوان خداحافظی کرده و به کاروانسرا داخل شد.

 

 

 

جوان حالا می دانست چگونه باید گام بردارد و کی به مقصد خواهد رسید.

 

 


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه وسخنان بزرگان، خوشبختی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: مقصد
[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 9:51 ] [ علیرضا باوفا ]

اس ام اس روز مرد,اس ام اس های جدید روز پدر

 

اونایی که وقتی پدرشون صداشون میکنه میگید : هان ؟ چیه ؟ چیکار داری ؟؟؟
یادتون باشه کسایی هستن که حاضرن عمرشونو بدن تا پدرشون یکبار دیگه صداشون کنه . . .

 

اس ام اس روز مرد,اس ام اس های جدید روز پدر

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن کوچک و کوچک تر میشود …
ولی پدر یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند ، خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست ؛ فقط هیچکس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم …
به سلامتی پدر و مادرها

 

اس ام اس روز مرد,اس ام اس های جدید روز پدر

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه در وصف مادر، عید
برچسب‌ها: روز پدر
[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ 17:59 ] [ علیرضا باوفا ]

زندگی یه چالش نیست 

اگر آن را به عنوان یک مشکل چالش بنگری قدم اشتباه برداشتی

زندگی رازیست که باید با آن زیست 
 
عاشقش شد 

و 

                                              تجربه اش کرد ..



موضوعات مرتبط: درسهای زندگی
برچسب‌ها: زندگی
[ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 18:26 ] [ علیرضا باوفا ]

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ux6lpior4xhxyywg034 جدیدترین کارت پستال های روز معلم 1392

.

0.976348001335510810 jazzaab ir جدیدترین کارت پستال های روز معلم 1392


موضوعات مرتبط: تقدیر از معلم
برچسب‌ها: روز معلم
[ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 18:3 ] [ علیرضا باوفا ]

 


غصه هایت را با قاف بنویس
آنگاه می توانى به راحتى از آنها بگذرى
قصه زندگیت بى غصه باد
 


**********************


فرق من با بقیه رو کسی می فهمه که
فرق داره برام با بقیه


بقیه در ادامه مطلب



موضوعات مرتبط: اس ام اس وسرگرمی
برچسب‌ها: اس ام اس
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 9:59 ] [ علیرضا باوفا ]
فردا یک راز است

نگرانش نباش،

دیروز یک خاطره بود حسرتش را نخور

اما امروز یک هدیه است

قدرش را بدان.

نمیتوان برگشت و اغاز خوبی داشت

ولی میتوان اغاز کرد و پایان خوبی داشت...



موضوعات مرتبط: شعر های پر محتوا، یادم باشد که...، سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، خوشبختی، جملات الهام بخش برای زندگی
برچسب‌ها: حال خوب, حال بد, خوشبختی
[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 11:19 ] [ علیرضا باوفا ]


پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد… مدرسه، خانواده، دوستان و… مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم.

روغن چطور؟ نه! و حالا دو تا تخم‌مرغ. نه مادربزرگ! آرد چی؟ از آرد خوشت می‌آید؟ جوش شیرین چطور؟ نه مادربزرگ! حالم از همه‌شان به هم می‌خورد.

بله، همه این چیزها به تنهایی بد به‌نظر می‌رسند اما وقتی به‌درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می‌شود. خداوند هم به‌همین ترتیب عمل می‌کند. خیلی از اوقات تعجب می‌کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم اما او می‌داند که وقتی همه این سختی‌‌ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، نتیجه همیشه خوب است. ما تنها باید به او اعتماد کنیم، در نهایت همه این پیشامدها با هم به یک نتیجه فوق‌العاده می‌رسند.




موضوعات مرتبط: یادم باشد که...، سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، خوشبختی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: موفقیت در زندگی
[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 10:20 ] [ علیرضا باوفا ]

دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. برخی پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی شوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع و لایق باشد که بتواند از درخت بالا بیاید. 

 



38.jpg


موضوعات مرتبط: یادم باشد که...، سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، خوشبختی، جملات الهام بخش برای زندگی
برچسب‌ها: حرفای قشنگ, جملات زیبا
[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 11:5 ] [ علیرضا باوفا ]

شادی با تقسیم کردن هرگز کم نمی شود

سه چیز را هرگز در زندگی ات فراموش مکن:
1.
به همه نمیتوانی کمک کنی!
2.
همه چیز را نمیتوانی عوض کنی!
3.
همه تورا دوست نخواهند داشت...!

از پل نامردان عبور نكن بگذار تو را آب ببرد . 
از ترس شير به روباه پناه نبر بگذار شير تو را بخورد .
ببر باش و درنده ولي از كنار آهوي بي پناه به آرامي گذر كن 
كوروش كبير


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه وسخنان بزرگان، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، درسهای زندگی
برچسب‌ها: کورش کبیر
[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 15:25 ] [ علیرضا باوفا ]
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد.

تصاویری از سفره آرایی شب یلدا (32 عکس)


موضوعات مرتبط: عید
برچسب‌ها: یلدا
[ جمعه بیست و نهم آذر 1392 ] [ 20:2 ] [ علیرضا باوفا ]

زمین خوردی؟عیبی ندارد،برخیز...

نگذار زمین به جاذبه اش ببالد...سر به دو زانوی غم فرو مبر،سرت را بالا بگیر

قدرت دستانی که به سویت دراز شده از یاد برده ای؟؟!!!
کوله بارت ریخت؟عیبی ندارد،سبک که باشی راحت تر اوج میگیری،

به بادبادک های رنگی ام قسم!فقط به جایی وصل باش،میروی تا اوج...


موضوعات مرتبط: یادم باشد که...، سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، خوشبختی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: سخنان آموزنده
[ جمعه پانزدهم آذر 1392 ] [ 12:50 ] [ علیرضا باوفا ]

«حالم بد است»،«حوصله ام سر رفته»،«همیشه ناراحتم» و... اینها جملاتی است كه بسیاری از جوان های امروز مثل نقل و نبات به كار می برند اما مشكل چیست؟ چرا حال اكثر جوان ها این روزها بد است؟ اصلا چه حالی را می شود حال بد دانست و چه حالی برای انسان خوب است؟

همیشه دنبال حال خوب بودن اشتباه است

همه انسان ها در لحظه های مختلف زندگی دچار احساسات خوشایند و ناخوشایندی می شوند. ریشه این احساسات و عواطف نوع افکار و گفت وگوهای درونی ماست. فکر و گفت وگوی درونی ما هم به اینکه به چه موضوعاتی توجه کنیم و چگونه توجه کنیم بستگی دارد.

هیجانات واقعیت دارند یعنی فیزیولوژی و شیمی بدن را تغییر می دهند اما دائمی و پایدار نیستند، بسته به اینکه نوع توجه و افکارمان عوض می شود حالات و هیجانات مان هم تغییر می کند، اشتباهی که اکثر مردم دارند این است که هیجانات شان را به واقعیت های زندگی ربط می دهند، مثلا می گویند یک موقعیت حال من را بد کرد یا یک جمله حال من را خوش کرد یا آن کار من را دیوانه کرد اما در واقع این اتفاقات نیستند که ما را تحت تاثیر قرار می دهند، بلکه آن چیزی که ما درباره اتفاقات به خودمان می گوییم حال ما را خوش یا ناخوش می کند. عموم انسان ها از کودکی یاد گرفته اند که دنبال هیجانات خوشایند باشند و مدام دنبال کسب خوشی هستند و همیشه سعی می کنند از حال بد فرارکنند. در کل باید گفت فرارکردن از حال بد طبیعی نیست اما یک هنجار جمعی است. ما آموزش دیده ایم که این کار را انجام بدهیم ولی این رفتاری سالم نیست.

چرا حال بد لازم است؟

همه انسان ها باید هیجانات منفی را تجربه کنند و این بد نیست، اصلا بد نیست، هیجانات یکسری علائم هستند، مثل علائم راهنمایی و رانندگی، پارک ممنوع و ایستادن مطلقا ممنوع که ممکن است این علامت برای ما ناخوشایند باشد و مثلا مسیرمان را دورتر کند ولی به شما اطلاعات هم می دهد که اگر اینجا پارک کنید پیامد دارد، هیجانات هم راهنماهای درونی ما هستند. آنها به ما می گویند وقتی حال مان بد است باید به واقعیت طور دیگری نگاه کنیم و جنبه های دیگری از آن را ببینیم تا حال مان بهتر شود، نه اینکه کاملا از بین برود، قرار نیست حال بد ما به صفر برسد اما باید متناسب با رویداد ایجاد شده باشد، اگر شما انگشترتان را گم کنید واکنش مناسبش این است که ناراحت شوید، اگر خوشحال شوید عجیب است و هیجان مناسبی نیست. هیجانات جنس شان از انرژی است؛ انرژی که در ما رفتار مناسب آن موقعیت را ایجاد می کند. مثلا اگر دوست من در امتحانی موفق شود هیجان مناسب من در این موقعیت این است که خوشحال شوم اما اگر دچار حسادت شوم این هیجان نامناسب است و به من آسیب می رساند.

چرا جوان های ما حل مسئله را بلد نیستند؟

شاید بزرگسالان ما هم در حل مسائل زندگی مهارت های لازم را نداشته باشند اما موضوع خیلی شایع این است كه اكثر جوان های امروز شکایت دارند که حال شان بد است اما چرا؟ شاید چون در دوران کودکی غالبا والدین هستند که مسئول ایجاد حال خوب در فرزند خود هستند و عموم والدین به فرزندان شان شیوه لذت بردن ازساده ترین چیزهای زندگی را یاد نداده اند، این کودکان اغلب منفعل بوده اند و طلبکار. مادر به آنها می گفته چی شده عزیزم؟ چرا ناراحتی؟ غصه نخور دیگه، اینو برات می خرم، این مال تو و...، اینگونه کودک طلبکار و طلبکارتر می شود. شاید کودک در این وضیعت از امکاناتی که والدین در اختیارش گذاشته است لذت ببرد ولی شاد نیست چون شادی نتیجه چیزی است که از فرد ساطع می شود نه لزوما چیزی که به او داده می شود. متاسفانه وقتی همین فرزند که خوب هدایت نشده به نوجوانی می رسد والدینش نمی توانند اکثر نیازهایش را جوابگو باشند، در نتیجه هر زمان مسئله ای برای این نوجوان پیش بیاید به جای حل آن مسئله به دنبال این است که حالش را خوب کند. مثلا با چیزی خود را مشغول کند که برای یکی ، دو ساعت یا یکی ، دو روز خوش باشد اما وقتی هوشیار می شود می بیند مشکل هنوز سرجایش است. این نوجوان شیوه حل مسئله را بلد نیست. برای همین پناه می برد به امکاناتی که هیجانات کوتاه خوشایند ایجاد می کنند اما پیامد بلندمدتش هیجانات ناخوشایند طولانی است.

به ما فرار از مسائل را یاد می دهند

ای کاش وقتی کوچک تر بودیم در زمانی که اتفاق بدی برای مان می افتاد مادر و پدرمان به ما آموزش می دادند که چطور در این حال بد بمانیم و با این حال بد کنار بیاییم یعنی وقتی مسئله ای پیش آمد آن را تحلیل کنیم. اكثر والدین چون فرزندان خود را دوست دارند و تحمل ناراحتی آنها را ندارند خیلی سریع آنها را با یک اسباب بازی قشنگ سرگرم می کنند. مثلا اگر حیوان خانگی مان را از دست می دادیم فوری یک حیوان دیگر جایگزین می كردند. والدین اینجا به ظن خود مسئله را حل می کنند ولی در واقع مسئله حل نمی شود، مسئله از دست دادن کسی یا چیزی است که دوستش داریم. والدین جایگزینی برای آن چیزی که از دست می رود پیدا می کنند و به فرزند خود یاد نمی دهند که واقعیت زندگی این است که بعضی اوقات چیزهایی را که خیلی دوست داریم از دست می دهیم و باید یاد بگیریم که ظرفیت روانی مان را برای این روزها درآینده بالا ببریم. اینگونه است که اعتیاد پیدا می شود که فقط دنبال حال خوش باشیم.

حال خوب ارثی است؟

باید گفت فاکتور ژن در خلق و خو مهم است، حتی در اتاق نوزادان در بیمارستان ها هم بچه های سخت و نرم را می بینیم، نوزادان سخت به هر محرکی پاسخ می دهند و بی قراری می کنند ولی نوزادان نرم این طور نیستند اما فقط ژن تاثیرگذار نیست و اگر خانواده ها بدانند با فرزند سخت شان چگونه رفتار کنند می توانند آن بچه سخت را به یک بچه سازگار و خوشحال تبدیل کنند. اولین الگوی رفتاری همه ما خانواده است. ما از اعضای خانواده یاد می گیریم از چه چیزهایی ناراحت شویم و از چه چیزی تاثیر بگیریم و چه عکس العملی نشان بدهیم. الگوی بعدی که خیلی تاثیرگذار است گروه هم سن است؛ الگویی که بیشتر از همه قبولش داریم و رفتارها و هیجانات شان سرمشق ماست.

بچه هایی که از هیچ عروسکی لذت نمی برند

مادری 2 دختر 10 ساله و 3 ساله دارد، برای دختر بزرگ تر یک عروسک گران قیمت و برای دختر کوچک تر یک عروسک ارزان تر می خرد. دختر بزرگ تر عروسکش را می گیرد اما خوشحال نمی شود اما دختر کوچک تر شاد می شود و شروع می کند به بازی با عروسکش. دختر بزرگ تر می گوید چرا خواهرم اینقدر خوشحاله ولی عروسک من خوشحالم نمی کنه؟ به مادرش می گوید من آن یکی عروسک رو می خوام، مادرش می گوید عروسک تو گران تر و قشنگ تره اما دختر اصرار می کند چراکه فکر می کند چیزی در آن یکی عروسک است که در مال خودش نیست. مادرعروسک ها را عوض می کند، دختر کوچک تر هیجان زده می شود و با عروسک بهتر بازی می كند ولی دختر بزرگ تر دوباره مشکل پیدا می کند چراکه عروسک جدیدش هم چیز خاصی ندارد. می گوید من هر دو عروسک را می خواهم، مادر بچه کوچک تر را با یک شکلات سرگرم می کند و هر دو عروسک را به دختر بزرگ تر می دهد اما او بازهم با آنها ارتباط برقرار نمی کند... . اینجا مشکل کجاست؟خب، والدین برای فرزندان همه چیز می گیرند اما یادشان نمی دهند چطور با آنها ارتباط برقرار کنند اکثر ما رابطه معناداری با وسایل و ابزار نداریم.

یک موبایل چند میلیون تومانی می خریم اما 2 روز بعد کلافه می شویم و چیز دیگری می خواهیم چون رابطه برقرار کردن با این وسایل را یاد نگرفته ایم. در این داستان دختر بزرگ تر فکر می کند در عروسک خواهرکوچک تر چیزخاصی وجود دارد ولی آن چیز در درون خواهرش است، آن بچه است که به واقعیت روح و معنا می دهد. جوان های ما وقتی به 25سالگی می رسند، نه مسئولیت دارند، نه هدف و نه برنامه. درس خواندن مهم ترین کاری است که باید انجام بدهند آن هم به دلیل والدین شان، این هدف خودشان نیست، از دست خودشان هم عصبانی هستند که چرا در خدمت دیگران هستند. مشخص است که از والدین شان ناراضی هستند و آنها را مقصر می دانند، شاید هم حق دارند


موضوعات مرتبط: به یاد داشته باش، خوشبختی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: حال خوب, حال بد
[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 9:27 ] [ علیرضا باوفا ]


                                                                                                                       

شادباش، نه یک روز بلکه هزاران سال؛بگذار آوازه شادبودنت چنان در

شهربپیچد که رو سیاه شوند آنان که بر سر غمگین کردنت

شرط بسته اند...


                           

آدما نردبون میذارن زیر پاشون که برن اون بالا،برسن به خدا؛غافل از اینکه

خدا اون پایین نردبون رو گرفته تا آسیبی به اونا نرسه...


                                               

روزگارا چنین سخت بر من مگیر،باخبر باش که پژمردن من آسان

نیست،گرچه دلگیرتر از دیروزم،اگر فردایی غم انگیز مرا می خواند،

لیک باوردارم،دلخوشی ها کم نیست،زندگی باید کرد...


موضوعات مرتبط: یادم باشد که...، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، جملات الهام بخش برای زندگی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: حرفای قشنگ
[ چهارشنبه هشتم آبان 1392 ] [ 12:3 ] [ علیرضا باوفا ]

تو همواره خوب باش

 

اگر بعضی افراد بی منطق و خود خواهند تو همواره انها را ببخش......

 

اگر نسبت به دیگران مهربان هستی  اما انها مهربانی تو را نمی بینند تو همواره انهارا ببخش..

اگر فرد موفقی هستی  ولی تعداد دوست غیر واقعی و چند دشمن واقعی داری تو همواره بکوش موفق باشی...

اگر ساده و یک رنگ هستی و ممکن است دیگران فریبت دهند تو همواره ساده و یک رنگ باش...

 

اگر هر انچه طی سالها ساخته ای فردی در یک لحظه ویران کند تو همواره در حال ساختن باش..

.

اگر به شادابی دستیابی و دیگران به تو حسادت ورزند تو همواره شاد باش....

 

خوبی های امروز تو ممکن است فردا فراموش شوند اما تو همواره خوب باش..

بهترین چیزی را که در توان داری را به دنیا هدیه کن حتی اگر کوچک باشد..اما تو همواره بهترین ها را هدیه بده...

در اخر می بینی که که هرچه هست میان تــــــــــــو وخـــــــــــــدای

 تــــــــــوســــــــــــت..


موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، خوشبختی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: دسته بندی آدمها
[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 11:57 ] [ علیرضا باوفا ]

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود ؛

روی ساحل نوشت :

دریا دزد کفشهای من...

مردی که از دریا ماهی گرفته بود ،

روی ماسه ها نوشت:

دریا سخاوتمندترین سفره هستی...

موج آمد و جملات را با خود شست...

تنها برای من این پیام را گذاشت که ؛

برداشتهای دیگران در مورد خودت را ، در وسعت

خویش حل کن تا دریا باشی...


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه وسخنان بزرگان، یادم باشد که...، سخنان کوتاه، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، جملات الهام بخش برای زندگی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: آرامش
[ جمعه بیست و ششم مهر 1392 ] [ 21:4 ] [ علیرضا باوفا ]

سه چیز انسانها را می سازند
Hard Work
کار سخت
Sincerity
صمیمیت
Commitment
تعهد


موضوعات مرتبط: یادم باشد که...
[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 17:31 ] [ علیرضا باوفا ]

اگر میخواهی بدانی چه قدر ثروتمندی

هرگز پولهای خود رانشمار

قطره ای اشک بریز

بعد دستهایی که برای پاک کردن چشمهایت می آیند را بشمار

این هست ثروت واقعی



[ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 ] [ 18:52 ] [ علیرضا باوفا ]


1-اشتباهات و شکست ها بد نیستند:

وقتی سنمون کمتر و به اصطلاح " دهنمون بوی شیر میده "  و "کله مون هنوز بوی قرمه سبزی میده"، انقدر کارهای مختلف رو امتحان میکنیم و شکست می خوریم تا یاد بگیریم. اما هر چی بزرگتر میشیم، محتاط تر عمل میکنیم و کمتر از قبل روحیه ی "فعال بودن" رو داریم. چون از شکست خوردن می ترسیم، ترجیح میدیم که بشینیم تا یک نفر دیگه کاری رو شروع کنه.
حالا اگه واقعا شکست بخوریم چه اتفاقی میفته؟ همه بهمون می خندن؟
آره خب، شاید بخندن. اما وقتی همچین تجربه ای داشته باشی، خیلی زود بعدش می فهمی که بابا آخر دنیا که نرسیده! و حقیقت اینه که مردم خیلی زود شکست های ما رو فراموش می کنند. اونها انقدر درگیر زندگی و مشکلات خودشون هستن که اینجور موارد براشون اهمیتی ندشته باشه!
و فراموش نکنید که موفقیت توی زندگی از تسلیم نشدنه!
یادتون بیاد وقتی که ۵ ساله بودین و میخواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین. زانو ها درب و داغون می شد و شاید هم یه کم گریه میکردید. ولی بلند می شدید، لباس ها رو می تکوندید و دوباره روی صندلی اش می نشستید. پس سعی کنید اون روحیه ی بچه ی ۵ ساله رو درون خودتون زنده کنید و با یکی دو بار شکست خوردن توی کاری تسلیم نشید!

2-توی هر تجربه ی بدی یه فرصت وجود داره:
توی هر شکست یا تجربه ی تلخی، چیزهایی وجود داره که میتونی ازشون درس بگیری و برای رشد خودت استفاده کنی. شاید حتی بشه گفت که تجربه های منفی، چیزهای بیشتری برای یاد دادن نسبت به تجربه های موفقیت آمیز دارن. بعضی وقتها، نکته ای که از یه تجربه ی بد یاد گرفته میشه، از توی ده ها تجربه ی موفقیت آمیز در نمیاد!
پس هر بار که یه "تجربه ی منفی" برات پیش اومد، از خودت بپرس: چه چیزی راجع به این شرایط میتونه خوب باشه؟ اون چیزی که من الان باید یاد بگیرم چیه؟
یه تجربه ی منفی میتونه باعث بشه چندین تجربه ی مثبت برات اتفاق بیفتن.


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه وسخنان بزرگان، یادم باشد که...، سخنان کوتاه، به یاد داشته باش، [جملاتی زیبا وتأثیر گذار، خوشبختی، جملات الهام بخش برای زندگی
برچسب‌ها: جملات الهام بخش, سخنان کوتاه
[ شنبه ششم مهر 1392 ] [ 17:44 ] [ علیرضا باوفا ]


دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی، زمین همیشه سبز، و کوه های همیشه قهوه ای
دلم برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز، برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی، برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته
برای اولین زنگ مدرسه، برای واکسن اول دبستان
برای سر صف ایستادن ها
برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته
دلم برای مبصر شدن، برای از خوب، از بد، دلم برای ضربدر و ستاره
دلم برای ترس از سوال معلم، کارت صد آفرین
بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جا کتابی زیر میزها، جا نگذاشتن کتاب و دفتر
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت
دلم برای زنگ تفریح، برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها، برای لی‌لی کردن
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم، برای اردو رفتن
برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن برای تزئین کلاس
برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود، برای خنده های معلم و عصبانیتش برای کارنامه....
نمره انضباط، برای مهر قبول خرداد
دلم برای خودم، دلم برای دغدغه و آرزو هایم، دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام
تنگ شده
نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند، کودکی ام را جا گذاشتم کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟


موضوعات مرتبط: معلم کار آمد، تقدیر از معلم
برچسب‌ها: سال تحصیلی
[ دوشنبه یکم مهر 1392 ] [ 13:3 ] [ علیرضا باوفا ]

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...

چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه وسخنان بزرگان
برچسب‌ها: داستان
[ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 ] [ 17:24 ] [ علیرضا باوفا ]

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده !!!

نتیجه اخلاقی داستان

عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست . 
آرامش مال كسي است كه صادق است .
لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند .
 
آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند .


موضوعات مرتبط: به یاد داشته باش، خوشبختی، جملات الهام بخش برای زندگی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: آرامش
[ سه شنبه پنجم شهریور 1392 ] [ 10:30 ] [ علیرضا باوفا ]

 دسته بندی آدم ها                                                                        

دسته اول : آنانی که وقتی هستند ، هستند ، وقتی نیستند هم نیستند . عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنه است که قابل فهم می شوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .

دسته دوم : آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی نیستند هم نیستند . مردگانی متحرک در جهان ، خودفروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی وا گذاشته اند . بی شخصیت و بی اعتبار ، هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده شان یکی است .

دسته سوم : آنانی که وقتی هستند ، هستند  وقتی که نیستند هم هستند . آدم های معتبر و با شخصیت .

کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیر را می گذارند . کسانی که همواره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .

دسته چهارم : آنانی که وقتی هستند ، نیستند ، وقتی که نیستند ،هستند . شگفت انگیز ترین آدم ها . در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه اند . که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما می روند ، نرم نرم ، آهسته ،آهسته درک می کنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند ، چه می گفتند و چه می خواستند .

ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم . هزار حرف برایشان داریم . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب می شود . سکوت می کنیم و غرقه در حضورشان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد این آدم ها در زندگی هر کدوم از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسه .

خدایا :

در طول زندگی مان در این جهان ما را حداقل با یکی از بندگان دسته چهارم آشنا کن و ما را در بهترین دسته ها و گروه ها جای ده !  


موضوعات مرتبط: به یاد داشته باش، خوشبختی، درسهای زندگی
برچسب‌ها: دسته بندی آدمها
[ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ] [ 19:26 ] [ علیرضا باوفا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

***************************
اسمش را می گذاریم دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته
خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را می نویسد
وقت می گذارد برایم، وقت می گذارم برایش
وقتی در صحبت هایم به عنوانِ دوست یاد می شود
مطمئن می شوم که حقیقیست
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد...
**************************

از کسانیکه از من متنفرند سپاس،آنها مرا قویتر می کنند،

از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم، آنان قلب مرا بزرگتر می کنند،

از کسانیکه مرا ترک می کنند متشکرم، آنها به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست،

از کسانیکه بامن می مانند سپاسگذارم ،آنان به من معنای واقعی دوست داشتن را نشان می دهند.

@@@@@@@@@@@@@@@@@

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نمی شود ،فقط یک بار فرصت داری تا از وجودت تندیس بسازی پس از زخم تیشه خسته نشو..
@@@@@@@@@@@@@@@@@
این وبلاگ جهت هم اندیشی و تبادل فکر با همکاران وبرای همه دانش اموزان وهمچنین اولیای محترم وهمه کسانی که میخواهند در امور زندگی موفق باشند تهیه شده است ،امیدوارم مورد توجه دوستان قرار گیرد لطفاً از نظرات سازنده خود ما را بی نصیب نکنید ممنون
×××××××××××××××××××××

خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
×××××××××××××××××××××



الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که
بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

برچسب‌ ها
خدا (6)
تست (4)
عید (3)
عشق (3)
عکس (3)
شعر (2)
اشک (1)
حج (1)
گل (1)
سفر (1)
پدر (1)
سند (1)
امکانات وب